چرا مغز ما برای دنیای مدرن ساخته نشده است؟ نگاهی به نظریه عدم تطابق تکاملی

به گزارش بریم ترکیه، دوست دارید وقتی گوگل می کنید، در نتایج جستجوی خودتون، مطالب خبرنگاران را بیشتر ببینید؟!

چرا مغز ما برای دنیای مدرن ساخته نشده است؟ نگاهی به نظریه عدم تطابق تکاملی

ساده است! روی دکمه روبرو کلیک کن و تیک کنار سایت خبرنگاران را بزن. بعدش هیچ کار دیگری لازم نیست و صفحه را ببند.

همینجا

کلیک کن!

پیش از این هم برایتان نوشته بودم که فناوری و سبک زندگی نو چطور دارند تک تک رفتارهای روزمره ما را تغییر می دهند، اما حالا معین شده که این تغییرات فراتر از یک عادت ساده است و مستقیماً با سیم کشی باستانی مغز ما در تضاد واقع شده است. احتمالاً برای شما هم پیش آمده که در انتها یک روز شلوغ، با وجود اینکه کار بدنی سختی انجام نداده اید، احساس فرسودگی و انفجار فکری کنید. در این پست با هم می بینیم که چطور شتاب سرسام آور پیشرفت بشر، بدن و روان ما را در موقعیتی قرار داده که عملاً برای آن طراحی نشده ایم و چرا دانشمندان می گویند فکر ما زیر بار این حجم از ارتباطات و رقابت های مدرن در حال فروپاشی است.

نظریه عدم تطابق تکاملی و فشار جهانی نو

پژوهشگران علوم اجتماعی در سنگاپور با آنالیز داده ها و تحقیقات پیشین به نتیجه گیری جالبی رسیده اند که آن را فرضیه عدم تطابق تکاملی و رقابت نامیده اند. چکیده نظر انها این است که بدن و مغز ما در طول صدها هزار سال برای زندگی در گروه های کوچک و صمیمی تکامل یافته؛ جایی که خطرات، آنی و فیزیکی بودند و روابط اجتماعی به چند ده نفر خلاصه می شد. حالا ما خودمان را در شهرهای میلیونی، با بمباران اطلاعاتی بیست وچهارساعته و فشارهای چندلایه اجتماعی رها نموده ایم. این تغییر ناگهانی که در مقیاس تکاملی مثل یک چشم برهم زدن اتفاق افتاده، باعث شده سیستم دفاعی و روانی ما دائم در حالت آماده باش و هشدار قرار بگیرد.

وقتی فضای مجازی رقابت بی انتها را به ما تحمیل می نماید

در گذشته هر فرد جایگاه خود را در یک گروه کوچک می دانست و مقایسه اجتماعی بسیار محدود بود. امروزه به لطف شبکه های اجتماعی ما خودمان را نه با همسایه یا همکار، بلکه با گلچینی از زیباترین، ثروتمندترین و پیروز ترین آدم های روی زمین مقایسه می کنیم. این موضوع یک احساس رقابت دائمی و ترس از عقب ماندن را در ما زنده نگه می دارد. فکر ما تفاوت میان یک تهدید واقعی در قبیله کوچک با یک پست اینستاگرامی از فردی در آن سوی جهان را درک نمی نماید و در هر دو حالت، هورمون های استرس را فعال می سازد. این تنش های مداوم در نهایت به شکل اختلالات اضطرابی، افسردگی و حتی مسائل جسمی مثل چاقی و بیماری های قلبی خود را نشان می دهند.

بحران های چندگانه و مارپیچ خستگی روانی

ما فقط با فشارهای شخصی روبه رو نیستیم؛ پدیده ای که دانشمندان آن را بحران چندگانه (Polycrisis) می نامند، اضطراب ما را دوچندان نموده است. تغییرات اقلیمی، بی ثباتی مالی، شیوع بیماری های همه گیر و جهش های ناگهانی فناوری مانند هوش مصنوعی، همگی دست به دست هم داده اند تا احساس امنیت پایدار را از بین ببرند. افزایش هزینه های زندگی و شکاف طبقاتی، افراد را مجبور می نماید برای حفظ بقا بیشتر کوشش نمایند، پدیده ای که به فرسودگی روانی (burnout) بیشتر، کاهش رفتارهای همدلانه در جامعه و در نهایت انزوای بیشتر دامن می زند و یک چرخه معیوب از استرس همگانی ایجاد می نماید.

راهکارهای شهری و بازطراحی فضاهای زیستی

پژوهشگران تاکید دارند که حل این مشکل فقط با توصیه های فردی مانند افزایش تاب آوری یا یوگا حل نمی گردد. ما باید به فکر بازطراحی محیط زندگی خود باشیم. شهرهایی که شلوغ، سیمانی و بدون فضای سبز هستند، حس محاصره شدن و ناامنی را به مغز القا می نمایند. توسعه فضاهای سبز شهری، ایجاد پاتوق های محلی برای ارتباطات واقعی و کم جمعیت، و حتی طراحی پلتفرم های دیجیتالی که به جای تحریک حس رقابت و مقایسه، ارتباطات اصیل تر را تشویق نمایند، از جمله راهکارهایی هستند که می توانند فشار را از روی فکر خسته انسان مدرن بردارند.

ریشه های تاریخی این شکاف عمیق

اگر به تاریخ نگاه کنیم، بزرگ ترین جهش های تمدنی بشر پس از انقلاب صنعتی رخ داد. تا پیش از آن، سرعت تغییرات محیطی آن قدر آرام بود که نسل های متوالی تقریباً در شرایطی مشابه زندگی می کردند و فرصت انطباق بیولوژیکی وجود داشت. اما در دو قرن اخیر، اختراع ماشین آلات، برق، اینترنت و حالا هوش مصنوعی، سبک زندگی ما را با سرعتی هزاران برابر سریع تر از سرعت تکامل بیولوژیکی ما تغییر داده است. ژن های ما هنوز متعلق به دوران غارنشینی و شکارگری است، اما روزمرگی ما پشت میزهای اداری و در محاصره امواج وای فای می گذرد.

سوءبرداشت های رایج درباره استرس مدرن

بسیاری از مردم و حتی بعضی پزشکان تصور می نمایند که اضطراب، تنهایی و افسردگی صرفاً ضعف های شخصیتی یا ناشی از سبک زندگی اشتباه فردی هستند. این سوءبرداشت باعث می گردد افراد خودشان را سرزنش نمایند. اما نگاه تکاملی ثابت می نماید که این اختلالات در واقع واکنش های طبیعی و سالم بدن به یک محیط کاملاً غیرطبیعی و ناسازگار هستند. وقتی این موضوع را درک کنیم، به جای تمرکز افراطی روی درمان های دارویی فردی، به سمت تغییر ساختارهای کلان اجتماعی، کاهش ساعات کاری و افزایش ارتباط با طبیعت حرکت خواهیم کرد.

منبع: Behavioral Sciences

منبع: یک پزشک
انتشار: 30 تیر 1405 بروزرسانی: 30 تیر 1405 گردآورنده: goturkey.ca شناسه مطلب: 84

به "چرا مغز ما برای دنیای مدرن ساخته نشده است؟ نگاهی به نظریه عدم تطابق تکاملی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چرا مغز ما برای دنیای مدرن ساخته نشده است؟ نگاهی به نظریه عدم تطابق تکاملی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید